شبهات مطرح شده پیرامون امام حسین و عاشورا

شبهات مطرح شده پیرامون امام حسین و عاشورا

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِکَ عَلَیْکَ مِنِّی سَلَامُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ وَ لَا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّی لِزِیَارَتِکَ السَّلَامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلِیِ‏  بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَیْن‏اللَّهُمَّ الْعَنْ أَوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تَابِعٍ لَهُ عَلَى ذَلِکَ اللَّهُمَّ الْعَنِ الْعِصَابَهَ الَّتِی جَاهَدَتِ الْحُسَیْنَ وَ شَایَعَتْ وَ بَایَعَتْ وَ تَابَعَتْ عَلَى قَتْلِهِ اللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمِیعا

33

شبهه اول: مسأله آب

این شبهه می خواهد بگوید که اینکه شیعیان ادعا می کنند در کربلا آب نبوده و اصحاب تشنه بوده اند؛ دروغ است و به راحتی اصحاب می توانستند به آب دسترسی پیدا کنند. این شبهه با ادبیات های مختلف مطرح می شود. یکی از معروفترین متن ها در این زمینه به همراه پاسخ ارائه می شود:

متن شبهه:

کربلا صحرا نبود ، جلگه بود … هوا گرم نبود ، سرد بود !

دهم عاشورای سال ۶۱ هجری قمری برابر با ۲۱ مهرماه سال ۵۹ هجری شمسی است….بله عاشورا در فصل پاییز بود !!!

در این ماه از سال هوا رو به سردی میگذارد لازم به توضیح است که در زمانی که زمین اینقدر آلوده نبوده ، هوا از نیمه دوم شهریور ماه رو بسردی گذاشته و در مهرماه کاملا خنک بوده است . عراق سرزمینی جلگه ای و حاصلخیز میباشد و یافتن کویری خشک و بی آب و علف ( آنگونه که شیعیان میگویند )در آن سخت است.

کربلا دقیقا در کنار رود فرات و تقریبا در مدار جغرافیایی شهر اصفهان قرار دارد و خشک بودن و بیابانی بودن آن در سال ۶۸۰میلادی کمی نامحتمل است !

رودخانه فرات یکی از پرآب ترین رودخانه های منطقه است که عرض آن در بعضی از نقاط به چند کیلومتر هم می رسد ، پس چگونه ادعا می شود که این رود را سپاه یزید بر سپاه امام حسین بسته است ؟؟؟

در جلگه حاصلخیز کربلا با کندن ۴ الی ۵ متر می توان به آب رسید. آیا آن ۷۲ تن توانایی کندن زمین را نداشتند ؟؟؟

سپاه حسین بن علی که با کاروانی از شتر ها به آنجا آمده بودند ، آیا نمی توانستند با شیر شتر هایشان از عطش خود و فرزندانشان بکاهند ؟؟؟

پاسخ شبهه:

۱ـ دو نفر اسب سوار داشتند بر سر اینکه اسب، چند دندان دارد با هم بحث و جدل می کردند؛ فرد سومی گفت: خوب این همه بحث و جدل برای چیست؟ از اسب بیایید پایین و دندان اسب را بشمارید.

کربلا که گم نشده، الحمد لله راه هم که باز است؛ البته اگر بابا بزرگ و مامان بزرگ طرّاحان این شبهه، یعنی آمریکا و وهّابی ها ترورتان نکنند. الآن هم که اواخر پاییز است؛ یعنی از مهرماه خیلی گذشته؛ ولی مهمّ نیست، بروید زیاد نه، فقط سه، چهار روزی بدون آب، در اطراف کربلا ساکن شوید تا بفهمید که یک من ماست چقدر کره می دهد؟! به خودتان بیل و کلنگ هم ببرید؛ اگر توانستید از بیابانهای کربلا آب دربیاوید، کشور عراق حتماً به شما جایزه هم می دهد.

۲ـ در شبهه آمده: «عراق سرزمینی جلگه ای و حاصلخیز میباشد و یافتن کویری خشک و بی آب و علف ( آنگونه که شیعیان میگویند )در آن سخت است.»

اگر کسی کور نباشد، می بیند که اطراف کربلا، سراسر ماسه زار است نه منطقه ی جلگه ای؛ بلی داخل شهر، مقداری آباد است؛ امّا به زور بشر نه به صورت طبیعی. شهر یزد خودمان یا شهر قم هم آباد هستند؛ امّا وقتی از شهر فاصله می گیرید، چیزی جز کویر نمی بینید. اگر مسیر تهران قم را طیّ نموده باشید، می فهمید چه می گویم. تازه قم، خیلی از اصفهان بالاتر است؛ و به قطب نزدیکتر می باشد. اطراف یزد که نگو و نپرس.

به نظرتان این همه گرد و غبار که چند سالی است کشورمان را در بر می گیرد، از کجا می آید؟ از همین کشور عراق که، طرّاح شبهه آن را سرزمینی جلگه ای و حاصلخیز معرّفی کرده است. بلی مناطقی از عراق، حاصلخیز است؛ امّا نه کربلا. مگر هر جا روردخانه است، بناست که خوش آب و هوا باشد؟ وقتی کوهی نباشد، بخار آب رودخانه سریعاً پراکنده می شود و نمی گذارد که هوای منطقه مرطوب شود. در همین شهر قم، رودخانه ی قمرود جریان داشته و دارد. امّا اطراف آن اثری از سر سبزی نیست، مگر آنجا که بشر، با زور پمپ آب رودخانه را به زمینها رسانده است.

آنها که کربلا رفته اند می دانند که استان کربلا، استانی کاملا خشک است؛ نه به خاطر نبود آب، بلکه به خاطر ماسه ای بودن آن؛ و به خاطر نبود کوه های بلند در اطرافش.

جالب است بدانید که در کشور عراق، دو صحرای بزرگ وجود دارد؛ یکی صحرای سوریّه و دیگری صحرای الحجاره نام دارد؛ و کربلا در انتهای این دو صحرا جا گرفته است.

برای مشاهده ی اطّلاعات دقیقتر به آدرس مقابل مراجعه فرمایید. http://www.jasjoo.com/books/countries/%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%82

در این آدرس، در مورد کشور عراق چنین آمده است. «بیابان جنوب غربی، تقریباً نصف مساحت عراق را پوشانده است ؛ … آب و هوا‌ : تابستانهای با دمای بیش از ۴۰ درجه‌ی سانتیگراد، خشک و بسیار گرم است.»

عراق، از مرز ترکیه گرفته تا مرز سوریّه و اردن و عربستان، کلّاً منطقه ای است بیابانی. اگر به نقشه ای که در آدرس فوق آمده نظر فرمایید، می بینید که بیش از نصف کشور عراق، بیابان است. آنگاه این طرّاح شبهه ی کذّاب ادّعا می کند که: « یافتن کویری خشک و بی آب و علف ( آنگونه که شیعیان میگویند )در آن سخت است.»

۳ـ امّا دمای هوای کربلا

در تاریخ ۲۸ آبان سال ۹۰، ساعت هفت شب. دمای کربلا، ۱۵ درجه ی سانتیگراد بالای صفر بود. دقیقاً در همان زمان، اصفهان ۱۱ درجه و شهر یزد، ۱۷ درجه بود.

متأسفانه هوای مهرماه کربلا را نتوانستم دقیقاً به دست بیاورم؛ امّا دوستی می گفت: «نیمه های مهرماه، کربلا بودم؛ آب و هوای مهرماه کربلا، تقریباً مثل آب و هوای مرداد ماه تهران بود.»

۴ـ جغرافی دانان قدیم چه گفته اند؟

یاقوت حموی ـ از جغرافی دانان قدیم ـ  ذیل واژه کربلا می‌نویسد:

«اما مبدأ اشتقاق این کلمه (کربلا) یا کربله به معنای «سستی پاها» است، بدین جهت که سرزمین کربلاست و شن‌زار است یا از «کربلت الحنطه» یعنی «گندم از کاه و کثافات پاک کردم»، می باشد؛ بدین مناسبت که آن زمین از ریگ‌های درشت و درخت پاک بوده است.» (معجم البلدان، شهاب الدین ابو عبد الله یاقوت بن عبد الله الحموى ،ج۴، ص۴۴۵، بیروت، دار صادر، ط الثانیه، ۱۹۹۵)

۵ـ آیا می دانید صحرای گبی کجاست؟

صحرای گبی،  پنجمین بیابان بزرگ جهان است. محدوده ی گستردگی این بیابان، دو کشور است؛ و بخش‌های شمالی و شمال غربی چین و جنوبی مغولستان را پوشش می دهد.»

حال می دانید شمال و شمال غرب چین و جنوب مغولستان کجای زمین است؟

در زیر کشور روسیه، و فقط مقدار کمی پایینتر از سیبری.

این بیابان، در مدار عرضی، ۴۸ درجه ی شمالی است؛ یعنی ۱۶ درجه از کربلا بالاتر؛ یعنی ۱۶ درجه از کربلا، به قطب شمال نزدیکتر و به همان اندازه از خطّ استوا دورتر.

اگر به صرف، بالا بودن مدار شمالی، منطقه ای از بیابانی بودن، خارج می شد، صحرای گبی باید بیابانی نمی بود؛ امّا برخلاف انتظار، پنجمین بیابان بزرگ دنیاست.

۶ـ عرض جغرافیایی اصفهان و یزد، تقریباً یکسان است. صحرای طبس، در استان یزد، یک صحرای خشک و بی آب و علف است، و دقیقاً روی همان عرض جغرافیایی اصفهان می باشد. امّا آب و هوای اصفحان کجا و آب هوای صحرای سوزان طبس کجا؟

ویکی پدیا در در مورد طبس چنین نوشته است: «شهر طَبَس، مرکز شهرستان طبس، شهری کویری است در شمال شرقی استان یزد ایران. این شهر پیشتر، جزئی از استان خراسان بود.این شهر در مدار ۳۳ درجه و ۳۵ دقیقه شمالی و نصف‌النهار ۵۶ درجه و ۵۵ دقیقه شرقی، در منطقه‌ای با آب و هوای بیابانی واقع شده‌است. ارتفاع شهر طبس از سطح دریا حدود ۶۹۰ متر است. … دور بودن شهر طبس از شهرهای حاصل‌خیز و سختی راه کویر، جابه‌جایی هرگونه کالای فاسدشدنی به طبس را ناممکن می‌نمود و بنابر این مردم طبس میوه و سبزی خود را در محل تولید می‌کردند.»

طبس در مدار عرضی  تقریباً  ۳۳ درجه ی شمالی قرار گرفته است. و شهر کربلا در مدار عرضی تقریباً ۳۲ درجه ی شمالی؛ یعنی طبس حتی از کربلا هم نسبت به خطّ استوا دور تر است؛ امّا این گونه خشک و بیابانی و سوزان می باشد.

۷ـ آیا مقایسه ی کربلا و اصفهان درست است؟

ویکی پدیا در مورد اصفهان چنین گفته است: «اقلیم شهر اصفهان در شمال و شرق از منطقه کویری تاثیر گرفته و در جنوب به جهت وجود کوه صفه از هوای خنک تری بهره مند است. آب و هوای اصفهان به طور کلی معتدل و خشک است و مقدار بارش باران و برف به نسبت کمی دارد. حداکثر درجه حرارت در تابستان ۴۰ درجه سانتی گراد است که تابستانهایی گرم و خشک را می سازد.»

البته اصفهان، کمتر به ۴۰ درجه می رسد؛ در حالی که کربلا، در تابستان، اصلاً ۴۰ درجه پایین نمی آید و دمای آن تا ۴۸ درجه هم می رسد.

البته خود اصفهان هم نیمه کویری است.

ویکی پدیا گفته است: «اصفهان در ۴۲۵ کیلومتری تهران و در جنوب این شهر قرار دارد. شهر اصفهان دارای طول جغرافیایی ۵۱ درجه و ۳۹دقیقه و ۴۰ ثانیه شرقی و عرض جغرافیایی ۳۲ درجه و ۳۸ دقیقه و ۳۰ ثانیه شمالی می باشد. محدوده شهری آن به چهارده منطقه شهری تقسیم می شود و در خارج از محدوده شهری نیز از غرب به سمت خمینی شهر و نجف آباد، از جنوب کوه صفه و سپاهان شهر، از سمت شمال به شاهین شهر و از شرق نیز به منطقه بیابانی منتهی می شود.»

باز گفته است: «این شهر در منطقه‌ای نیمه ‌کویری در مرکز ایران و در کنار رودخانهٔ زاینده‌رود قرار گرفته، و از مراکز گردشگری، فرهنگی و اقتصادی ایران محسوب می شود.»

ویکی پدیا، میانگین دمای سالانه کربلا را ۳۰ درجه گفته است؛ در حالی که میانگین دمای سالانه ی اصفهان را ۱۶ درجه ثبت نموده است.

۸ـ این کذّابین می گویند: «چگونه ادعا می شود که این رود را سپاه یزید بر سپاه امام حسین بسته است ؟؟؟»

شیعه کجا گفته که سپاه یزید، رودخانه را بسته بود؟ سپاه چند هزار نفری یزید، اوّلاً خود سپاه کمتر از صد نفری امام حسین(ع) را محاصره نمود بود. ثانیاً در کنار شریعه سارباز گماشته بود. و شریعه جایی از روردخانه است که حالت شیب دارد و می توان از آن قسمت، وارد رودخانه شد. از جاهای دیگر رودخانه، به علّت اینکه حالت پرتگاه مانند دارد، نمی توان به راحتی واردش شد.

یاران امام حسین(ع) برای آوردن آب، باید ابتدا حلقه ی محاصره را می شکستند تا بتوانند به رودخانه برسند؛ آنگاه باید با سربازانی که شریعه را بسته بودند جنگ می کردند تا بتوانند وارد رودخانه شده آب بردارند.

حالا کجای این جریان، غیر معقول است؟ طرّاح شبهه جوری سخن گفته که انگار، سپاه یزید اطراف کلّ رودخانه سرباز گذاشته اند. ابتدا تصویری غلط از ادّعای شیعه ارائه می کند، و آنگاه آن تصویر قلّابی را می کوبد.

۹ـ گفته است: «در جلگه حاصلخیز کربلا با کندن ۴ الی ۵ متر می توان به آب رسید.»

اگر طرّاح شبهه مرد است، بیاید برویم در بیابانهای اطراف کربلا، بیل و کلنگ هم به او می دهیم؛ به جای سه روز، ده روز هم به او مهلت می دهیم؛ هر چند نفر هم که می خواهد با خودش بیاورد، تا زمین را بکنند، اگر به آب رسیدند، ما از مذهبمان دست بر می داریم؛ و اگر نرسیدند، همانجا از بی آبی تلف شوند.

فرات، از کربلا می گذرد، از کربلا نمی جوشد. این رودخانه از کوههای ترکیه جاری می شود و از کربلا عبور می کند. لذا پر آب بودن آن، ربطی به زمین کربلا ندارد.

 ۱۰ـ در شبهه آمده: «سپاه حسین بن علی که با کاروانی از شتر ها به آنجا آمده بودند ، آیا نمی توانستند با شیر شتر هایشان از عطش خود و فرزندانشان بکاهند ؟؟؟»

اوّلاً از کجا معلوم که با شتر آمده بودند؟

ثانیاً مگر هر شتری شیر می دهد؟ برای مسافرت، اغلب از شتر نر یا شتر ماده ای که بچّه ندارد استفاده می کنند. چون شتری که بچّه دارد، اگر بچّه اش را نیاورند، نافرمانی می کند؛ و اگر بچّه اش را بیاورند، خود آن بچّه شتر، وبال گردن است.

ثالثاً به فرض هم که برخی شترها شیر می داده اند، اوّلاً شیر چند تا شتر، کفاف نزدیک صد نفر مرد و بیش از این تعداد زن و بچّه را نمی دهد. ثانیاً مگر شیر، آب است؟ شیر، غذاست نه آب. لذا جلوی تشنگی را هم نمی گیرد.

جهت مطالعه بیشتر در این زمینه مطالعه مقاله «مسأله آب در کربلا» نوشته آقای دکتر اصغر فروغی که پیش شماره ۴ نشریه «تاریخ در آئینه پژوهش» منتشر شده است مفید می باشد.

لینک مقاله از اینجا قابل دسترسی است.

سخن آخر:

جریان عاشورا در بسیاری از کتب تاریخی که مورّخان اهل سنّت نوشته اند، مطابق با آنچه شیعه نوشته، ثبت شده است. لذا انکار این واقعه، صرفاً انکار شیعه نیست، بلکه انکار اکثر کتب تاریخی اهل سنّت نیز هست.

بلکه انکار عاشورا، مستلزم انکار درصد بالایی از تاریخ گذشته ی بشری است. چون در تاریخ، کمتر حادثه ای است که نزد مورّخان، به اندازه ی حادثه ی عاشورا، روشن و مسلّم باشد. پس اگر بتوان در وقوع عاشورا و ویژگی های آن، تردید نمود، باید در کلّ تاریخ بتوان تردید کرد.

منبع:عصر ۳۱۳

۳ پاسخ

  1. mahdi می‌گه:

    سایت خیلییییی خوبی دارن ممنون

  2. مهدی خوان می‌گه:

    از نویسنده سایت خیلی ممنونم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>