آیا سفیانی یک جریان است یا یک شخصه خاصی است؟

آیا سفیانی یک جریان است یا یک شخصه خاصی است؟

امام سجاد می فرماید:

(انّ امر القائم حتم من اللّه وامر السفیانی حتم من اللّه ولایکون قائم الا بسفیانی.۸۷)

ظهور قائم(ع), از ناحیه خداوند قطعی و خروج سفیانی نیز از جانب خداوند قطعی است. در برابر هر قیام کننده و مصلحی یک سفیانی وجود دارد.

سخن امام بیانگر آن است که سفیانی جنبه شخصی ندارد. بنابراین هر که در برابر حق خروج کند و دارای ویژگیهای ابوسفیان باشد سفیانی است. اکنون برای زدودن هرگونه ابهام و شبهه ای یادآوری چند نکته را لازم می دانیم:

سفیانیالف. امکان دارد گفته شود لازمه این سخن آن است که در زمانهای مختلف و یا حتی در یک زمان سفیانیهای فراوانی وجود داشته باشند و حال آن که ظاهر روایات نشان می دهد که فردی که به عنوان سفیانی در آستانه ظهور خروج می کند یک فرد بیشتر نیست؟

پاسخ: اشکالی ندارد که در بستر تاریخ سفیانیهای باشند چنانکه فرا خوانندگان به حق و مصلحان بسیارند. ولی سفیانی اصلی که سرآمد همه سفیانیهاست در خباثت و شیطنت در آستانه ظهور مهدی(ع) خروج می کند و سرانجام او نیز همچون همه سفیانیهای تاریخ در برابر انقلاب جهانی آن حضرت به زانو در خواهد آمد.

ب. برابر برخی روایات سفیانی از نسل ابوسفیان است و حال آن که براساس این نظریه چنین تقیدی نیست هر کسی با این ویژگیها باشد سفیانی است؟

پاسخ: اوّلاً مراد روایات این نیست. احتمال می رود منظور این باشد که سفیانی از نظر ویژگیها و خصلتهای استکبار و ضدانسانی بسان ابوسفیان است نه این که از نسل وی باشد.

ثانیاً بر فرض که وی از نسل ابوسفیان هم باشد هیچ اشکالی ندارد که آخرین حلقه از جریان باطل شرک و نفاق افزون بر ویژگیهای صنفی از نظر شخصی نیز از تبار ابوسفیان باشد تا ترسیم این دو جریان عینی تر و ملموس تر و نمودی از دشمنی خاندان ابوسفیان با خاندان پیامبر(ص) باشد.

خاندان ابوسفیان با خاندان پیامبر و امیرالمؤمنین(ع) دو قطب متضاد حق و باطل بوده اند و دشمنی سفیانی با حضرت مهدی(ع) شاید استمرار همین جریان باشد.

امام صادق در این باره می فرماید:

(انّا وآل ابی سفیان أهل بیتین, تعادینا فی اللّه, قلنا, صدق اللّه, و قالوا کذب اللّه, قاتل ابوسفیان رسول الله(ص) وقاتل معاویه علی بن أبی طالب(ع) وقاتل یزید بن معاویه الحسین بن علی(ع), والسفیانی یقاتل القائم(ع)۸۸٫)

ما و خاندان ابوسفیان دو خاندانی هستیم که بر سر دین خدا با هم دشمنی داریم. ما سخن خداوند را تصدیق کردیم و آنان تکذیب کردند. ابوسفیان با پیامبر(ص) مبارزه کرد و معاویه با علی(ع) و یزید با حسین بن علی(ع) به مخالفت برخاستند و سفیانی نیز با قائم(ع) خواهد جنگید.

بنابراین سفیانی جریان باطل در بستر تاریخ است و رو در رویی بین حق و باطل در این دو خانواده نمونه بارزی از جریان این دو خط است. بنابراین بر فرض که سفیانی را از نسل ابوسفیان هم بدانیم اشکالی به وجود نمی آید و آخرین مهره این زنجیره همان سفیانی است که در آستانه ظهور قائم(ع) خروج می کند.

این که همزمان باخروج سفیانی از منطقه شام, یمانی و خراسانی به طرفداری از حق در ناحیه خراسان و یمن قیام می کنند نیز مؤید این نظر می تواند باشد.

سفیانیارتباط سفیانی با بنی عباس

ح. در برخی روایات از مسأله جنگ سفیانی با حاکمان بنی عباس فروپاشی حکومت عباسیان به دست وی سخن به میان آمده است و این با خروج وی در آستانه ظهور و جنگ وی با حضرت مهدی(ع) که در روایات بسیاری به آن تصریح شده منافات دارد.

برخی به توجیه و تأویل این روایات پرداخته و احتمالاتی همچون: روی کارآمدن دوباره بنی عباس در آستانه ظهور و مانند آن را مطرح کرده اند. آنچه مسلم است مراد از (بنی عباس) در این روایات حکومت بنی عباس در سده های نخستین نمی تواند با شد; زیرا خروج سفیانی از نشانه های متّصل به ظهور است و شورش وی به دست حضرت مهدی سرکوب می گردد و حال آن که از فروپاشی خلافت عباسی در سال ۶۵۶هـ.ق اکنون قرنها می گذرد.

در مورد روی کار آمدن مجدد حاکمان بنی عباس و تجدید دولت آنان در آستانه ظهور هر چند ظاهر برخی از روایات حاکی از آن است با این حال اطمینان به این که پس از قرنها دوباره حاکمیت بنی عباس بازگردد مشکل است و نمی توان به استناد چنین روایتی به آن ملتزم شد زیرا (سند روایت ضعیف و مخالف ظاهر روایات دیگر است. بنابراین ارتباط خروج سفیانی با خلافت بنی عباس مشکل است به ویژه اگر مراد از سفیانی را چنانکه گفتیم معنای کنایی و رمزی بدانیم. در این صورت مخالفت وی با بنی عباس و از هم گسستن آنان نیز معنایی کنایی خواهد داشت.

ممکن است بگوییم سفیانی به جنگ دودمانی پرسابقه و مسلط بر کشورهای اسلامی و دارای ویژگیهایی همچون ویژگیهای حاکمان بنی عباس مستبد و خشن و مردم فریب و… می رود و با غلبه بر آن بر ممالک شام و عراق مسلط می گردد. بر این اساس نه مراد از سفیانی شخص خاصی است و نه مراد از بنی عباس همان حاکمان عباسی در سده های گذشته.

خلاصه

بین جریان اسلام اصیل (اسلام اهل بیت علیه السلام) و اسلام التقاطی (اسلام اموی) همواره در طول تاریخ جنگ بوده و خواهد بود. در برهه ای منادی اسلام حقیقی اصیل؛ یعنی امام علی علیه السلام با پرچمدار اسلام التقاطی؛ یعنی معاویه در جنگ بود. زمانی امام مجتبی علیه السلام با معاویه و زمانی امام حسین علیه السلام با یزید اموی! و این تقابل ادامه خواهد داشت تا هنگامۀ ظهور، که برای آخرین بار این دو اسلام در برابر هم صف آرایی کنند و آن گاه در یک طرف میدان، سفیانی، نماینده امویان وطرف دیگر میدان مهدی آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم حضور خواهد داشت.

در آن کار زار که طبق روایات حدود ۹ ماه طول به خواهد انجامید، سفیانی رفته رفته از عراق و شامات عقب نشینی خواهد کرد و سرانجام در فلسطین به دست امام عصر علیه السلام به قتل خواهد رسید. آری ، ماجرای اهل بیت علیهم السلام و امویان ماجرایی تاریخی است ؛

امام حسین علیه السلام در این باره می فرمایند: (نحن و بنو امیه اختصمنا فی الله تعالی قلنا صدق الله و قالو کذب فنحن خصمان یوم القیامه) ما و بنی امیه همواره در حال دشمنی هستیم درباره خدا، ما میگوییم خدا راست گفت، آنها می گویند دروغ گفت و این دشمنی تا قیامت ادامه دارد . آنچه امروز در عراق و سوریه جریان دارد در راستای همین جنگ تاریخی ، قابل تحلیل است . جنگ سوریه به نوعی جنگ کفر با اسلامِ به رهبری ایران است. در اینجا نیز دو جریان اسلام التقاطی (اموی) با اسلام حقیقی و ناب (ولایت اهل بیت) حضور دارند. بنابراین اگر چه نمی توان گفت تکفیری های امروز همان سفیانی علائم ظهور هستند، ولی می توان گفت که از همان قبیله و قماش اند و در همان دستگاه تاریخی قابل تحلیل می باشند. به عبارت دیگر سلفی های تکفیری از جمله داعش که حسابشان از عموم اهل سنت جداست، نمایندۀ سفیانی آینده و مروانیان و امویان گذشته، در عصر حاضرند. به امید انیکه روزی شاهد تحقق یکایک علائم ظهور و اعلام ندای «أنا بقیه الله» باشیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>