خسف بیدا از نشانه های حتمیه

خسف بیدا

خسف بیدا

چهارمین نشانه از نشانه‏ هاى حتمى، از نظر تسلسل زمانى خسفِ سرزمین بیدا می باشد که به آن خسف بیدا می گویند.

خَسْف در لغت به معناى فرو ریختن چیزى در زمین می باشد. چنانکه قرآن کریم در مورد قارون مى‏فرماید: «فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ الاَرْض»؛ ما او را با خانه‏اش در زمین فرو بردیم.

بَیْدا در لغت به معناى دشت هموار، پهناور، خالى از سکنه و آب و علف مى‏باشد. در میان مکه و مدینه سرزمین پهناور و دشت‏ شن‏زارى است که بَیْدا نام دارد. منظور از خسف بیدا  فرو رفتن سپاه سفیانى در سرزمین بیدا می باشد.
ظهور حضرت در شب بیست و سوم رمضان و قیام آن حضرت در روز عاشورا خواهد بود. بدین ‏ترتیب میان ظهور و قیام دقیقاً سه ماه و هفده روز فاصله است که دو نشانه از نشانه‏ هاى حتمى در این فاصله رخ می دهد: خسف بیدا و قتل نفس‏ زکیه.
خسف بیدا یکى از نشانه ‏هاى حتمى قیام حضرت ولى عصر علیه السلام می باشد که با هیچ خسف دیگرى قابل اشتباه نیست.

خسف بیدا

در کتاب ”سیمای حضرت مهدی (عج)  در قرآن “ ذیل آیه ۴۷ سوره مبارکه نساء در حدیثی طولانی آمده است:
” و فرمانده لشکریان سفیانی در بیابان بیدا فرود می آید سپس منادی از آسمان بانگ می زند : ای بیدا ،این قوم را نابود کن که زمین بیدا آن ها را به کام خود فرو می کشد و جز سه تن کسی از آن ها جان سالم به در نبرد. خداوند صورت های آن سه را به پشت بر می گرداند و آنان از قبیله کلب می باشند و در باره آن ها این آیه نازل شده : ای کسانی که کتاب آسمانی به آن ها عطا شده، به آنچه نازل کردیم – که آنچه را نزد خود دارید تصدیق می کند – ایمان آورید. پیش از آنکه صورت هایی را تغییر دهیم و آن ها را به پشت برگردانیم … تا آخر آیه …

در احادیث آمده تعداد سپاهیان خسف شده سفیانی در این مکان هفتاد هزار نفر است.

خسف بیدا
از امام صادق ـ علیه السّلام ـ چنین آمده است:

آقای ما، قائم، پشت خود را به کعبه تکیه می‌دهد… سپس مردی که صورتش به طرف پشت سربرگشته، به طرف قائم می‌آید و در مقابل او می‌ایستد و می‌گوید:
مولای من مژده آورده‌ام فرشته‌ای از فرشتگان به من فرمان داد که شما را ملاقات کنم و به هلاک لشکر سفیانی در بیداء بشارت دهم. قائم به وی می‌گوید: داستان خود و داستان برادرت را بیان نما. آن مرد گوید: من و برادرم در لشکر سفیانی بودیم، دنیا را از دمشق تا بغداد ویران کردیم و آن را صاف نمودیم. کوفه و مدینه را خراب کردیم و منبر را شکستیم، چهارپایان در مسجد رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ سرگین انداختند از آنجا بیرون آمدیم. خواستیم که خانه‌ خدا را ویران نموده و اهل آن را به قتل رسانیم، وقتی که به بیداء رسیدیم در آنجا فرود آمدیم. در این هنگام بود که منادی بانگ برکشید: ای بیداء این گروه ستمکار را در خود فرو ببر. زمین باز شد و همه لشکر را در خود فرو برد. سوگند به خدا که در روی زمین حتی افسار شتری باقی نماند، جز من و برادرم. در این وقت فرشته‌ای به صورت ما زد، که صورت ما (چنان که می‌بینید) به پشت سرمان برگشت و به برادر من گفت: وای بر تو! به سوی سفیانی ملعون در دمشق برو و او را به ظهور مهدی آل محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ انذار ده و به وی اطلاع بده که خدای تعالی سپاهش را در «بیداء» نابود ساخته است. به من گفت: ای بشیر، خود را در مکه، به مهدی (عج) برسان. وی را به نابودی ستمگران بشارت ده و بر دست او توبه کن، چرا که او توبه تو را می‌پذیرد.
سپس قائم دست خود را به روی او می‌کشد و او را به همان صورت طبیعی در می‌آورد، وی نیز با آن حضرت بیعت نموده و به همراهی او درخواهد آمد.

الیزدی الحایری، علی، الزام الناصب، بیروت، منشورات موسسه الاعلمی للمطبوعات، ج ۲، ص ۲۵۹

منبع : تبیان

مارا در تلگرام دنبال کنید : https://telegram.me/asre_313

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>